خانوم پاف

بی بی

يكشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۲۷ ق.ظ

 دلش بهانه گیر شده .

میگوید دستم شکسته ، 

اما من که میدانم ، 

انچه شکسته ، دل بی بی ست نه دستش ... 

دلم میخواهد بیاورمش اینجا ، پیش خودم ، 

بگذارمش روی دوتا چشمهایم . 

اما او حتی دیگر نمی‌تواند سوار ماشین بشود این همه راه طولانی را ... 

دلم بی بی ام را میخواهد . بدون اینکه نفر سومی بین مان  باشد . 

بی بی من شیرزنی بود ، این روز ها  بیماری و پیری بهانه گیرش کرده ، 

شاید هم رفتن آقاجون و دایی ها ...

صبر بی بی دارد تمام می شود .

بی بی ام اگر برود من یک تکه از ریشه ام را از دست خواهم داد . 

یک تکه از زندگی ام را ... 

بی بی ام را .... 


۹۴/۰۹/۲۲ موافقین ۲ مخالفین ۰
خانوم پاف

نظرات  (۴)

۲۲ آذر ۹۴ ، ۱۵:۰۰ مریم بانو
:-( 
خدا نگهش داره
پاسخ:
ممنونم مریم بانو 
سلام....خوبه که قدرشناسید...از آدمای مهربون وقدرشناس خوشم میاد...
پاسخ:
قدر شناس نیستم ، اونقدری که باید ... 
ممنون از حضورتون
دوست دارم بعدا هم اینجا رو بخونم
زیباست 
پاسخ:
ممنون 
خوشحال میشم 
۱۵ دی ۹۴ ، ۲۱:۵۱ کرگدن آبی
جانم بی‌بی.
بی‌بی یه بچه‌ است که ظاهرش پیر شده. قبل‌ترها از خوندن چنین پست‌هایی غمگین می‌شدم. اما الان نه. از دست دادن و ترسِ از دست دادن، طبیعیه. اما حالا که هست امیدوارم یک جوری باهاش ارتباط برقرار کنید. تلفنی. یا حتی در حد اینکه به یکی بسپارید بهش از طرف شما سلام برسونه. اینجوری در حد توانتون یه کاری کردید که در درون کمی حس بهتری داشته باشید. با پست وبلاگی چیزی حل نمی‌شه.
پاسخ:
کرگدن آبی 
خوش برگشتی :)
بله بله در ارتباطم و پیگیر اوضاع و احوال ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">